رفتن به بالا

تارنمای شخصی مراد علی امین وند – اللّهم عجّل لولیک الفرج

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 26 April
  • پنجشنبه 23 دی 1395 - 12:57
  • کد خبر : 1284
  • مشاهده : 375 بازدید
  • سیاسی » گفتمان
  • چاپ خبر : در گفتمان انقلاب، اشخاص بر انقلاب و نظام اسلامی تقدم ندارند
حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا غلامی :

در گفتمان انقلاب، اشخاص بر انقلاب و نظام اسلامی تقدم ندارند

در گفتمان انقلاب، اشخاص بر انقلاب و نظام اسلامی تقدم ندارند این انقلاب هنوز انقلاب پابرهنه هاست اشرافی گری در لباس نفاق، ریشه انقلاب را می خشکاند مشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در جمع اعضاء مجمع عالی کانون های فرهنگی تبلیغی کشور در محل سازمان تبلیغات اسلامی، مورخ ۲۰ دیماه ۱۳۹۵ بسم […]

در گفتمان انقلاب، اشخاص بر انقلاب و نظام اسلامی تقدم ندارند

این انقلاب هنوز انقلاب پابرهنه هاست

اشرافی گری در لباس نفاق، ریشه انقلاب را می خشکاند

مشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در جمع اعضاء مجمع عالی کانون های فرهنگی تبلیغی کشور در محل سازمان تبلیغات اسلامی، مورخ ۲۰ دیماه ۱۳۹۵

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه والسلام على رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

سلام عرض می کنم خدمت برادران و خواهران گرامی و خوشوقتم از اینکه توفیق شد دقائقی را خدمت شما عزیزان باشم.

از بخش اول عرایضم مطالبی را درباره انقلاب اسلامی عرض می کنم و سپس چند نکته مهم درباره فعالیت های فرهنگی دارم که انشاالله متذکر خواهم شد.

انقلاب اسلامی، ملت ما و امت اسلام را از بی هویتی و گمشدگی نجات داد. پیش از انقلاب، چه ملت ایران و چه سایر ملت های اسلامی، در اثر قرن ها عقب نگه داشته شدن، و همچنین گسترش چشم گیر گفتمان غرب مدرن، فاقد هویت و تشخص بودند و این انقلاب بود که هویت و شناسنامه اسلامی را برگرداند و امت اسلام را از انزوا خارج ساخت.

انقلاب اسلامی، پس از قرن ها ظلمت و تاریکی، دوباره نور اسلام را به ایران، دنیای اسلام و بخش های مهمی از جهان تابانید و فرصت ناب اندیشی درباره اسلام و اسلامی شدن به معنای دقیق کلمه را برای مسلمانان و سایرین بوجود آورد.

انقلاب اسلامی، مسیر مسدود شده حرکت انسان به سمت آسمان را باز کرد و امکان کسب بال پرواز، و پر کشیدن به سوی آسمان را برای دهها هزار تن از جوانان مؤمن باز کرد. چه جوانان رعنایی که فقط با بیست و چند سال سن، به قول امام راحل (ره) و رهبر فرزانه انقلاب، ره صد ساله را یک شبه طی کردند و به معراج رسیدند. ما این واقعیت های بی نظیر تاریخی را در دوران حیات خود دیدیم.

انقلاب اسلامی، جریان باطل را که سال ها بود با اتکاء به ایسم های غربی، خود را با فریب در لابه لای جریان حق مخفی کرده بود و مانند اختاپوس به دنبال خفه کردن جریان حق بود، افشا کرد. حقیقتا، روشنگری انقلاب اسلامی در این زمینه بی نظیر بوده است. آنها می خواستند، یا جریان حق را محو کنند، و یا باطل را با حق بیامیزند که نتیجه این کار نیز محو جریان حق بود لکن انقلاب اسلامی جلوی این حرکت شیطانی را گرفت و به جریان حق روح دوباره داد.

انقلاب اسلامی، طعم استقلال واقعی را به ملت ایران و سایر ملت ها چشاند و ایران را از حلقوم امریکا و انگلیس که سال های دراز، از هیچ کوششی برای چپاول اموال مردم ما کوتاهی نکرده بودند، بیرون کشید.

انقلاب اسلامی، ملت ایران را از پاسبانی حقارت بار منافع ایالات متحده در منطقه و نوکری برای اسرائیل حقیر، به سروری در منطقه و جهان تبدیل کرد. شما فکرمی کنید این همه تعریف و تمجید سران امریکایی همچون کارتر از شخص شاه و یا فروش انبوهی سلاح پیشرفته به ایران در دوران پهلوی چه بود؟ جز این بود که شاه  عملا به پاسدار بی جیره و مواجب امریکا در منطقه تبدیل شده بود؟ شاه خائن به جز آنکه جیب کارخانه های تولید سلاح امریکا را پرپول کرد و خیلی از آنان را از ورشکستگی نجات داد، به آنها اطمینان داد که حتی اگر لازم باشد منافع امریکا را به منافع ایران ترجیح خواهد داد و این کار را هم در موارد بسیاری کرد.

انقلاب اسلامی، حقیقت آزادی که توسط غرب مسخ شده بود را زنده کرد و به وسیله باز کردن چتر آن بر سر ملت مظلوم ایران، به استبداد و خودکامگی چند هزار ساله در ایران پایان داد. واقعیت این است که مردم ما تازه بعد از پیروزی انقلاب بود که برای نخستین بار طعم مردم سالاری، آن هم مردم سالاری دینی که مزیت های آن بر مردم سالاری مدرن قابل انکار نیست، را چشیدند. البته هنوز خیلی از وجوه و قابلیت های منحصربفرد مردم سالاری دینی در ایران شکوفا نشده ولیکن همین حد از جاری شدن مردم سالاری دینی در کشور ما مایه مباهات است.

انقلاب اسلامی، صدای در گلو خفه شده مستضعفین، محرومین و پابرهنه ها را به گوش مردم ایران و سایر ملل جهان رساند و به سمت بازسازی راه منهدم شده عدالت، این اصیل ترین و بارزترین ارزش انسانی، حرکت کرد. البته ما با حقیقت عدالت فاصله داریم؛ کارهای انجام نشده درباره به جریان انداختن عدالت کم نیست لکن مهم این است که انقلاب به سمت احیاء مسیر آن قدم های مهمی برداشته است.

انقلاب اسلامی، با معرفی شایستگی های حقیقی ملت ایران، جوانان ایرانی را به خودباوری رساند و فرصت آبادسازی ایران عزیز را به دست آنها فراهم کرد. غربی ها در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر به دنبال آبادکردن کشور ما نبودند و اجازه هم نمی دادند تا جوانان ایرانی که جزو با استعدادترین جوانان دنیا به شمار می روند، به دنبال ساختن ایران باشند. جوانان ما دائما تحقیر می شدند و غربی ها و دنباله روهای آنان به همه القاء میکردند که شما ایرانی ها بدون غرب، حتی قادر به ساختن یک آفتابه یا یک چوب کبریت هم نیستید؛ بعد هم کسانی مانند میرزا ملکم خان و تقی زاده – این روشنفکرنماهای غرب پرست – گفتند که تنها را پیشرفت ایران، غربی شدن از فرق سر تا ناخن پاست. سر بروزلی یکی از سفرای به نام انگلیس در عهد قاجار در توصیه به تجار دول غربی می گوید که همیشه سعی کنید ایران را در توحش نگه دارید؛ از سرمایه گذاری های صنعتی بنیادی در ایران پرهیز کنید و اگر مجبور شدید، فقط صنعت مونتاژ را به این کشور ببرید تا ایرانی ها به خواتکایی نزدیک نشوند.

انقلاب اسلامی، بر علیه فرهنگ به بی اخلاقی و انواع مفاسد و پلشتی ها که منبع و منشاء آن، خود رژیم منحوس پهلوی و اربابان غربی اش بود قیام کرد و مزه پاکی و طهارت در فرهنگ و هنر را – نه فقط در نظر بلکه در عمل – به همگان چشاند. اینها یعنی سران پهلوی خودشان عمیقا آلوده بودند و بر اساس نسخه پیچی انگلیسی ها، به دنبال نهادینه سازی انواع آلودگی های اخلاقی در ایران و خشک کردن ریشه های ایمان دینی در بین جوانان بودند. می دانستند مادام که ایمان اسلامی در این کشور باشد، ایران به ایالتی ازایالت های امریکا و انگلیس تبدیل نخواهد شد. انقلاب اسلامی آمد و پنجره تازه ای را به سوی فرهنگ و هنر باز کرد که بتوان به کمک فرهنگ و هنر، به سمت تعالی و رشد انسان ها و ترویج فضائل انسانی حرکت کرد.

انقلاب اسلامی، در مقابل پروژه غربی سازی جهان که به فریب جهانی شدن نام گرفته بود، ایستاد و این پروژه استعمار نوین را با کندی و وقفه روبرو کرد. هرچند امروز همچنان بعضی از عقب مانده های فکری از حیات جهانی شدن و لزوم پیوستن ایران به جهانی شدن صحبت می کنند و لیکن کدام صاحب نظر بصیری است که نداند امروز جهانی شدن علی رغم تقلایی که برای زنده ماندن و موفقیت دارد، یک پروژه شکست خورده است؟

عزیزان من، انقلاب اسلامی به مردم ایران حیات دوباره داد و ما را از مرگ حتمی در زیر شکنجه های آشکار و پنهان نظام سلطه و ایادی داخلی آن، نجات داد.

باید قدر این انقلاب عظیم را دانست و حقیقت آن را به نسل های بعدی منتقل ساخت. نباید بعضی اشکالات و نقاط ضعف، ما را در بیان صریح عظمت های انقلاب منفعل کند. ماامروز وظیفه داریم تا پای جان پای این انقلاب بایستیم و از دستاوردهای بزرگ و تاریخی انقلاب پاسداری کنیم. جان ناقابل ما چه ارزشی در برابر این دستاوردها دارد؟

من به استناد وعده الهی و با تکیه به فرمایشات مکرر امام (ره) و مقام معظم رهبری در تشریح این وعده الهی، با اطمینان عرض می کنم که این انقلاب خواهد ماند و به ماموریت تاریخی خود عمل خواهد کرد لکن ما نباید یک لحظه از وظایف خودمان در پاسداری از انقلاب کوتاهی کنیم. یک لحظه از مبارزه برای ادامه حرکت انقلاب و رسیدن به اهداف بعدی دست بکشیم. رمز زنده بودن انقلاب اسلامی بر خلاف انقلاب های تاریخی، در این است که ما برای تحقق اهداف انقلابی، نیازمند دهها انقلاب در طول انقلاب بزرگ اسلامی هستیم. در خیلی از عرصه ها هنوز انقلاب رخ نداده که باید انقلاب رخ بدهد. در روش برنامه ریزی، در الگوی پیشرفت، در ساختار اداری، در نظام مالی، در الگوهای رفتار سیاسی-جناحی، در الگوی رسانه ای در نظام آموزش عالی به ویژه علوم انسانی و در سایر زمینه ها.

برادران و خواهران گرامی، این انقلاب، انقلاب پابرهنه هاست. پابرهنه لزوما به معنای فقیر نیست. اسلام فقر را به شدت تقبیح می کند؛ پابرهنه در ادبیات انقلابی، یعنی کسی که فاصله خود را با سلوک قارونی حفظ کرده و از دنیازدگی و اشرافیت دوری کرده است. در تاریخ اسلام، فراوان بوده اند ثروتمندانی که روحیه آنها بر ضد قارون مآبی بوده است و با ثروت حلال خود به تقویت و استمرار اسلام کمک موثر نموده اند.

انقلاب اسلامی را نباید در آغوش مترفین انداخت. مترفین در اصطلاح قرآنی، یعنی دنیاپرستان و کسانیکه برای حفظ دنیای نامشروع خود در برابر حق می ایستند. مترفین در طول تاریخ، همیشه سد راه حرکت انبیای الهی (ع) بوده اند. قرآن مجید در سوره سبا آیه ۳۴ می فرماید : وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُون. یعنیَ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺷﻬﺮﻯ ﻫﻴﭻ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻯ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺎﻥ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻛﺎﻓﺮﻳﻢ!

البته توجه داشته باشید که اتراف یک امر ذاتی نیست. می توان کسانی را پیدا کرد که جزء مترفین نبوده اند اما در نهایت به مترفین پیوسته اند.

انقلاب اسلامی با منافع نامشروع مترفین سازگاری ندارد؛ بنابراین، اگر بتوانند ریشه انقلاب را بزنند که می زنند. حتی به شما عرض کنم، مترفین سیاه دل اگر مجال داشته باشند، به روی نیروهای نظامی بیگانه فرش قرمز پهن می کنند که بوسیله آنها یعنی با ابزار مسلحانه ریشه انقلاب را بزنند. ولیکن اگر نتوانند در دم ریشه انقلاب را قطع کنند، در پوشش نفاق به سمت خشکاندن تدریجی ریشه های انقلابی حرکت می کنند. نفاق به مراتب ازکفر خطرناک تر است چراکه خود را در پوشش حق پنهان میکند و انسانها را به اشتباه می اندازد.

راه تداوم انقلاب اسلامی، مبارزه سرسختانه با دنیازدگی، قارون مآبی و اشرافیت است. در جامعه اسلامی، باید روحیه اشرافیت لگدمال شود و قارون مآبان در انزوای کامل به سر ببرند.

ما به پابرهنه بودن خودمان افتخار می کنیم. مترفین، نزدیکان نوح نبی (ص) را که جزو اشراف نبودند، اراذل نفهم می خواندند و این را نقطه ضعف حضرت معرفی می کردند. فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاکَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاکَ اتَّبَعَکَ إِلَّا الَّذِینَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِیَ الرَّأْیِ وَمَا نَرَىٰ لَکُمْ عَلَیْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کَاذِبِینَ. البته قرآن در سوره زخرف آیه ۲۳ می فرماید نفهم واقعی همین مترفین هستند که عقاید پدرانشان را بر عقل سلیم ترجیح می دهند. وَکَذَٰلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّهٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ. یعنی [ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻮﺭﻛﻮﺭﺍﻧﻪ ﻭ ﺟﺎﻫﻠﺎﻧﻪ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ] ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩر ﻫﻴﭻ ﺷﻬﺮﻯ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻯ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺳﺮﺍﻥ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺴﺖ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭﺵ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻳﻴﻨﻰ ﻳﺎﻓﺘﻴﻢ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﺛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺍﻗﺘﺪﺍ ﻣﻰ  ﻛﻨﻴﻢ .

بگذارید ما را هم هر چه می خواهند بخوانند. یک بار کسی گفت این ها دهاتی هستند. بله، افتخار ما این است که خوی روستایی، که مبرا از خیلی ویژگی های منفی شهرنشین های متکبر است، را داشته باشیم.

عنایت بفرمایید، وقتی مترفین با لباس نفاق وارد صحنه می شوند، دائما به دنبال منصرف کردن مردم از آرمان های اصیل خود هستند. به اسم واقع گرایی، دائما به دنبال ترساندن مردم از دشمن و وادار کردن آنها به عقب نشینی یا تسلیم هستند. دائما در پی مخلوط کردن حق و باطل و معروف و منکر هستند. به دنبال ساختن اسلام جعلی، امام خمینی جعلی و انقلاب جعلی هستند. از اسلام، از امام و از انقلاب سخن می گویند، اما این ها با حقیقت انطباقی ندارد. قرآن مجید در سوره توبه آیه ۶۷ می فرماید : الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ. یعنی ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻨﺎﻓﻖ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ  ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻣﺴﺎﻙ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﻧﺪ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺪ و ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ [ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﻮﺩ ] ﻣﺤﺮﻭم ﻛﺮﺩ؛ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﺍﻧﺪ .وای به حال ما  اگر مترفین با لباس نفاق وارد رده های بالای سیستم مدیریتی کشور بشوند. آنوقت است که حفظ سیرت انقلاب به غایت دشوار خواهد شد.

یکی از علامات حضور مترفین یا حضور فرهنگ اتراف در نظام مدیریتی کشور، این است که اشخاص بر انقلاب مقدم می شوند. افراد به جای آنکه انقلاب را خط قرمز بدانند، خودشان را خط قرمز تعریف می کنند لذا خدا نکند کسی متعرض شخص آنها شود، برای مقابله با تعرض کننده، همه چیز نظام را قربانی خواهند کرد! در گفتمان انقلاب، منافع، گرایشات و تمایلات افراد در کنار انقلاب محو می شود اما در گفتمان اتراف، این انقلاب و نظام است که باید در کنار منافع و علایق آنان محو شود.

شهید گمنام، محصول گفتمان انقلاب است. در انقلاب اسلامی، کسی برای کسب شهرت و موقعیت اجتماعی و جاودانه کردن قوم و قبیله خود مبارزه نمی کند. انقلاب، کاری کرد که جوانان این کشور با بازکردن پلاک های شناسایی خود، به افتخار گمنامی نائل شوند. آن شهید در وصیت نامه خود گفت، پر کاهی ام فدای امام. من روزی عمیقا تأمل می کردم که این شهدایی که عالما و عامدا در پی گمنامی بودند، به چه درجه ای از ایمان رسیده بودند؟ حتما به نقطه ای از کمال رسیده بودند که در نظر آنها جز خدا چیز دیگری وجود نداشت. و اما چند نکته مهم هم درباره کارهای فرهنگی دارم که خدمتتان عرض می کنم.

نکته نخست اینکه با حساسیت بالا میدان فرهنگ را رصد کنید و از کنار آلودگی ها و ویروس ها به راحتی عبور نکنید. انقلاب اسلامی آمده که با آلودگی های فرهنگی مبارزه کند نه اینکه اجازه بدهد عده ای کم فهم و مرعوب، به اسم نظام اجازه تولیدات فرهنگی و هنری ناسالم را بدهند.

نکته دوم اینکه از خطوط قرمز و عقلانیت آن در امور فرهنگی شجاعانه پاسداری کنید. ما وقتی برای خطوط قرمز منطق و حجت شرعی داریم از چه باید هراس داشته باشیم؟ اینکه عده ای این خطوط را برنمی تابند، دلیل نمی شود که کسی به خود اجازه بدهد این خطوط را بردارد یا جابجا کند. بعضی مدیران فرهنگی به اسم جذب شماری از مردم جابجایی خطوط قرمز را تئوریزه کرده اند. البته تئوری آنها به غایت سست و شکننده است لکن توجیه گر رفتار آنها شده است. شما با رعایت همین خطوط کار فرهنگی و هنری کیفی و جذاب تولید کن بعد ببین چقدر این کار مورد توجه قرار خواهد گرفت.

نکته سوم اینکه مردمی شدن فعالیت های فرهنگی را یک اصل تلقی کنید. البته مراد من از مردمی شدن، تقویت جبهه مردمی است که به لطف الهی از ۹ دی ۱۳۸۸ به بعد، به شکوفایی رسید. یعنی عدو شد سبب خیر! گرچه فتنه ۸۸ تلخ و زیانبار بود اما موجب شد تا جبهه فرهنگی مردمی در ایران ظهور کند. از طرف دیگر، تلاش کنید وابستگی تشکل های مردمی به بودجه های دولتی را به صفر برسانید. البته دولت ها وظیفه دارند در امور زیرساختی دهها برابر رقم های فعلی سرمایه گذاری کنند لکن وابستگی تشکل های مردم به بودجه دولتی منطقی ندارد و ضرر آن کاملا روشن است.

نکته چهارم اینکه هماهنگی و هم افزایی را به مثابه رمز موفقیت فراموش نکنید. البته وجود اختلاف نظر در امور روبنایی و اختلاف سلیقه در جبهه انقلاب یک امر کاملا طبیعی است اما این اختلافات مانع از این نمی شود تا بر مبنای اشتراکات فراوانی که با همدیگر دارید، به هماهنگی و هم افزایی نرسید. البته هماهنگی از جهت مدیریتی لوازمی دارد که باید فراهم شود.

نکته پنجم این است که به هیچ وجه نباید کیفیت را فدای کمیت کرد. هر کجا کارهای کمی و تشریفاتی اصل شمرده شده، جریان فرهنگی انقلاب لطمه خورده است. لذا جا دارد مکانیزم ارتقاء کیفیت را در همه عرصه ها اعم از تولید، ترویج و توزیع مستقر نمایید.

نکته پنجم و آخرین نکته این است که تقویت بنیه فکری و خودسازی را جدی بگیریم. هیچکدام از ما در این زمینه استثنا نیستیم. همه ما به عمق بخشی فکر دینی و همچنین تهذیب نفس نیاز داریم. در فضای اسلامی، با شرک و ریا و با رذائل اخلاقی کار فرهنگی به ثمر نمی نشیند. از خداوند متعال مسالت داریم ما را در جهت کمک بکند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تارنمای حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا غلامی

اخبار مرتبط

نظرات