رفتن به بالا

تارنمای شخصی مراد علی امین وند – اللّهم عجّل لولیک الفرج

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸
  • الأحد ۲۱ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Sunday 26 May

نقش اینترنت در سیاست مانند نقش آن در اقتصاد است. کسانی از اینترنت استفاده درست می کنند و کسانی هم از آن سوء استفاده می کنند. سطح فرهنگ و آگاهی مردم یک جامعه نقش مهمی در مثبت یا منفی کردن نقش اینترنت ایفا خواهد کرد.

احمد نقیب زاده، استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران معتقد است اینترنت یکی از عوامل مهم در گسترش دموکراسی در جهان کنونی است.

وی اینترنت را به دلیل افزودن بر آگاهی شهروندان جوامع گوناگون، زمینه ساز رشد مطالبات دموکراتیک در دنیای امروز می داند. دکتر نقیب زاده با اینکه امکان استفاده رژیم های غیردموکراتیک از اینترنت را نیز نادیده نمی گیرد ولی در مجموع بر این باور است که اینترنت پدیده ای است در خدمت تحقق دموکراسی الکترونیک.

دموکراسی الکترونیک موضوعی نوین در مبحث گذار به دموکراسی است؛ موضوعی که در دل جامعه شناسی سیاسی فرایند دموکراتیزاسیون قرار می گیرد و از حیث جامعه شناسی رسانه نیز واجد اهمیت است.

متن زیر گفتگویی است درباره دموکراسی الکترونیک با دکتر احمد نقیب زاده، استاد جامعه شناسی سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

***

از چشم اندازی جامعه شناسانه، مهمترین دلایل ( انگیزه ها ) و نتایج ( پیامدهای ) ورود اینترنت به حوزه سیاست چه بوده است؟
این اولین بار نبوده و آخرین بار نیز نخواهد بود که یک محصول ارتباطاتی – الکترونیکی آینده سیاست عملی را با ابهام روبرو می کند. اکثر جامعه شناسان مطرح دهه 1970 دست کم یک اثر خود را به تلویزیون اختصاص داده اند. سایه تلویزیون چنان بر ارتباطات اجتماعی سنگین شده بود که همه فکر می کردند تمام عرصه ها را دستخوش تغییر خواهد ساخت، از جمله حوزه سیاست را با چهره سازی و تبلیغ به نمایشی مضحک مبدل خواهد کرد. چنانکه رژه ژرار شوارتزنبرگ در کتاب “دولت – نمایش” هشدار داد که از این پس ممکن است صحنه سیاست به صحنه تئاتری تبدیل شود که در آن سه عنصر بازیگر، تماشاچی و کارگردان در تعامل با یکدیگر دست به کار ساخت یک شوی یکنفره در سیاست شوند. کارگردان را نه کسی می بیند و نه می شناسد در حالی که همه کاره است و نظر تماشاگران به مثابه رأی دهنده گان (که بر خلاف سینما ناچار به تهیه بلیط نیستند) صرفا به بازیگر دوخته شده است. اگر کارگردان بتواند یک شومن مناسب پیدا کند و به خورد مردم بدهد نانش در روغن است. زیرا مردم نه برای دیدن یک نمایشنامه بلکه برای دیدار شومن مشهور به صحنه هجوم خواهند آورد.
در این میان نقش تلویزیون دقیقا آفرینش همین شومن است. زیرا آحاد مردم شب و روز یکنفر را می بینند که با آنها سخن می گوید، ادا و اطوار در می آورد و آ داب دلبری را چنانکه باید به جا می آورد. در اینجا دیگر نقش تشکل های واسط و آموزشگر مثل احزاب و سندیکاها به صفر می رسد و بررسی برنامه های نامزدها جای خود را به جاذبه های شومن می دهد. ژان بودریار از  این که تلویزیون با ارائه هزاران نشانه به جای کالا بازار را در دست گرفته و با ایجاد یک فضای مجازی همه چیز از جمله سیاست و قدرت را از جایگاه خود خارج می کند و با این توهم که قدرت انتخاب مردم بالا می رود عملا آنها را مسلوب الاراده می سازد ابراز نگرانی عمیق می کرد. اما پس از مدتی مشخص شد که این گونه نظریه های افراطی مثل تمامی نظریه هایی که در آغاز یک روند شکل می گیرند خیلی هم با واقعیت مطابقت ندارند.
این نظریه ها قدرت مقاومت فرهنگ  و قدرت خلاقیت جامعه را نادیده می گیرند  تلویزیون نه  جانشین سینما شد و نه سیاست را به دنیای مجازی فرستاد بلکه تغییراتی در حد خود ایجاد کرد  که هم مثبت بود و هم منفی. تازه مثبت و منفی بودن آن هم به جامعه و افراد آن بستگی داشته و دارد. حالا بحث اینترنت هم همین است.
همین الآن پدیده اینترنت در جوامع پویا به عنصری مثبت در تعاملهای اجتماعی بدل شده و اثر آن در حوزه سیاست هم به اثری مطلوب و موجه تعبیر می شود. زیرا اطلاع رسانی را از انحصار مطبوعات و اصحاب جراید خارج و در کف همگان قرار داده است.
از سوی دیگر رآی دهی را اسان و نظرخواهی و نظرسنجی را به اعماق جامعه برده است. حال اگر در جامعه ای اثر نامطلوب بر جای گذارد از خلاف آمد لطافت طبع اینترنت نیست بلکه به بی کفایتی کاربران آن مربوط می شود. اگر مسولین یک جامعه این فرصت را به تهدید تعبیر کنند  به طبع ناموزون خودشان مربوط می شود وگرنه جلوی چرخ تاریخ و پیشرفت را که نمی توان گرفت.
مفهوم دموکراسی الکترونیک یا دموکراسی اینترنتی، در جامعه شناسی سیاسی امروز، تا چه حد محل بحث و واجد اهمیت است؟

اساسا دموکراسی بر شبکه ای از ارتباطات اجتماعی استوار است که بدون آن دموکراسی تحقق نمی یابد. زیرا دموکراسی امری جمعی است و هدف آن نیز حل و فصل مسائل جامعه با مشارکت همگان است. خوب زمانی این ارتباطات از طرق دیگری صورت می گرفت و مطبوعات نقش مهمی ایفا می کردند. حال اینترنت زمینه های جدیدی از ارتباطات را به وجود آورده است که با گذشته تفاوت اساسی دارد و می تواند تغییرات زیادی ایجاد کند. اینکه خوب است یا بد باید به کلی کنار گذاشته شود. زیرا چه بخواهیم و چه نخواهیم یک وسیله تأثیرگذار به میان آمده است و مردم را به خود جذب می کند. پس به جای طرح این سوالات باید به دنبال استفاده بهینه از آن بود و جوامع پیشرفته در حال انجام این کار هستند و جوامع عقب افتاده هم طبق معمول در حال بحث و جدل در مورد خوب و بد بودن آن.

آیا اساساً در جهان امروز چیزی به نام دموکراسی اینترنتی شکل گرفته است؟ مهمترین نمودهای آن چیست و در کدام کشورها محقق شده است؟
هیچگاه نمی توان گفت یک روند به انجام رسیده است. همیشه همه چیز در حال شدن است. دموکراسی اینترنتی هم در حال پیدایش است و خوشبختانه  قشر روزنامه نگار ما اعم از متخصص یا آماتور هم به خوبی وارد این مرحله شده است. دولت ما بی جهت می ترسد. ولی من قول می دهم مانند ویدئو که اول در پی حذف آن بودند ولی بعد خودشان ویدئو کلوپ به وجود آوردند در این مورد هم پیشگیری بی فایده خواهد بود و بالاخره همه تسلیم خواهند شد.

آیا دسترسی به اینترنت موجب افزایش انگیزه مشارکت سیاسی شهروندان می شود؟

معلوم نیست که باعث افزایش مشارکت بشود ولی صددرصد موجب افزایش آگاهی خواهد شد و آگاهی پیش شرط لازم دموکراسی است. اینترنت یک فشار جدی برای گسترش دموکراسی به وجود خواهد آورد و دولتهای  غیر دموکراتیک را در تنگنا قرار خواهد داد.

با توجه به اینکه هنوز بسیاری از مردم جهان در اثر فقر، به اینترنت دسترسی ندارند، چشم انداز شکل گیری دموکراسی الکترونیک و یا لااقل تاثیر جدی ِ فراگیر اینترنت بر سیاست در جهان مدرن کنونی را چطور می بینید؟

درست است که فقر مانع گسترش اینترنت می شود ولی موتور سرمایه داری مسئله را حل می کند. نگاه کنید چطور در فقیرترین کشورهای جهان گوشی “تلفن همراه” جزئی از زندگی مردم شده است. چطور هنگام شورش یا اعتراض، به داد مردم می رسد و مردم، یکدیگر را از جریان مطلع کرده و آگاهی های لازم را به یکدیگر می دهند. اینترنت اما با سرعتی کمتر به همین مرحله خواهد رسید. منتها شما به ضدجریان هم توجه داشته باشید که رقبا هم از همین حربه استفاده می کنند و مثلا برای شایعه پراکنی یا بی اعتبار کردن شخصیتهای مردمی از آن بهره می گیرند. من در درازمدت خوشبین هستم که این وسائل عمدتا در خدمت مردم و اکثریت قرار خواهند گرفت.

آیا شکاف دیجیتال ( دسترسی اغنیا و عدم دسترسی فقرا به اینترنت ) با توسعه اینترنت در سطح جهان برطرف می شود یا مستلزم توسعه اقتصادی و برابری اجتماعی در عموم کشورهای جهان است؟ آیا نابرابری های اطلاعاتی ناشی از شکاف دیجیتال در تضاد با فرایند بسط دموکراسی در جهان نیست؟
شکی نیست که اغنیا بهره بیشتری از اینترنت می برند ولی درچشم انداز کنونی کشورهای غربی بیشترین تسلط را بر اینترنت دارند و دموکراسی در آنها قوام یافته است هرچند در درازمدت از آن به نفع خود بهره می گیرند. آلان اطلاعات زیاد و عجیبی در اینترنت منتشر می شود که همگان از آن بهره مند می شوند ولی اگر سطح فرهنگ مردمی پائین باشد یا سطحی نگر باشند به هجویات یا سکس و غیره توجه می کنند و خوب آن هم احتمالا از نیاز آنها سر چشمه می گیرد! به هر صورت اینترنت هم مانند همه چیز می تواند یک شمشیر دولب باشد.
منتقدین مفهوم دموکراسی اینترنتی معتقدند این نوع از دموکراسی حلال مشکلات دموکراسی های کنونی نیست؛ یعنی مادامی که مشکلاتی نظیر توزیع ناعادلانه قدرت، ثروت، معر فت و منزلت پابرجاست، بخش عمده ای از آنها شامل حال دموکراسی اینترنتی هم می شود. نظر شما در این باره چیست؟
ممکن است حلال مشکلات در وضعیت فعلی نباشد ولی ضرری هم نمی رساند و حتی نفع آن خیلی بیشتر است و جای این امید وجود دارد که کم کم جای مطلوب خود را باز کند. در عین حال برای دموکراسیهای نوپا مانند ما سبک سنتی یعنی بحث و جدل رو در رو خیلی مفیدتر است؛ زیرا مردم ما تجربه نداشته و نیازمند این هستند که مطالب و مسائل سیاسی در ذهن آنها به نیکی توجیه شود.
در همان حال اینترنت هم می تواند مکمل کار باشد و نه مزاحم آن. ولی اولی یعنی سبک سنتی ضرورت دارد در حالی که دومی فقط مکمل است.
من از آن بیم دارم یک دنیای آشفته ذهنی شکل بگیرد که اینترنت به آن دامن بزند. در حالی که اگر احزاب پر و پاقرصی وجود داشته باشد چنین نگرانی بی مورد خواهد بود.
این هم دلیل دیگری است که بگوییم اینترنت برای کشورهای پیشرفته که دموکراسی در آنها قوام یافته است مفیدتر است.به بیانی دیگر وجه مثبت اینترنت اطلاع رسانی و وجه منفی آن ایجاد آشفتگی ذهنی است.
مهمترین وجوه مثبت و منفی دموکراسی اینترنتی، در صورت تحقق تام و تمام، چه می تواند باشد؟ آیا آنچه که بمباران اطلاعاتی شهروندان ( از سوی سایت های اینترنتی ) خوانده می شود، می تواند مخل گسترش و تعمیق دموکراسی در جهان باشد؟
فکر می کنم نقش اینترنت در سیاست مانند نقش آن در اقتصاد است. کسانی از اینترنت استفاده درست می کنند و به سودهای زیادی هم دست می یابند و کسانی هم از آن سوء استفاده کرده و مثلا حسابهای مردم را خالی می کنند یا سرقت اینترنتی انجام می دهند.
سطح فرهنگ و آگاهی مردم یک جامعه نقش مهمی در مثبت یا منفی کردن نقش اینترنت ایفا خواهد کرد. چه آسان می توان یک چهره خیر و مردمی را لجن مال کرد یا یک دروغ را به سرعت ترویج کرد. همانطور که گفتم اینترنت هم شمشیر دولبی است که می تواند نقش خوب و بد داشته باشد. در نتیجه ما باید به آن به چشم یک ایزار نگاه کنیم و اسیر ساختاری پیامدهای آن نشویم.
همیشه پشت این ابزارها سوژه آدمی وجود دارد و استفاده از آن هم باید با آگاهی صورت گیرد. چنانکه اگر کسی خودش را به دست تلویزیون بسپارد هم در معرض همین خطر قرار می گیرد.
آیا اقبال گسترده دولت ها، به ویژه در جهان در حال توسعه به اینترنت، به نفع دموکراسی است؟ چرا و چگونه؟
من نقش اینترنت را در جهان سوم که جو اختناق آمیزی بر اغلب آنها حاکم است بسیار مثبت و حتی نجات دهنده توصیف می کنم. اگر این منافذ اطلاعاتی را از مردم بگیرند دیگر هیچ روزنه ای برای آنها نمی ماند. و هرچه آگاهی بیشتر شود احتمال بهبودی اوضاع هم بیشتر می شود. دست کم در مراحل اولیه  نقش اینترنت زیاد است و در مراحل بعد هم یقینا راه حلهایی پیدا می شود. باید به قدرت خلاقه بشر باور داشت. انسان هیچگاه اسیر یک پدیده باقی نمی ماند

اخبار مرتبط