رفتن به بالا

تارنمای شخصی مراد علی امین وند – اللّهم عجّل لولیک الفرج

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۷ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 19 August

آمریکا رهبری را مرجع اصلی تصمیم گیری در ایران می داند و به همین دلیل هم اوباما نامه اش را برای مقام معظم رهبری فرستاد. ولی مشکل این جاست که آمریکا رفتارش را تغییر نمی دهد و فقط نامه نگاری می کند.

هومان دوراندیش – حسین رویوران، کارشناس روابط بین الملل و منطقه خاورمیانه، تضادهای موجود بین ایران و آمریکا را فراتر از آن می داند که چشم اندازی از مذاکره برای برقراری رابطه، بین دو کشور وجود داشته باشد. وی چگونگی مواجهه با انقلاب در جهان عرب و اتهام تلاش برای ترور سفیر عربستان را عوامل اختلاف برانگیز جدیدی در روابط دو کشور می داند که نتیجه ای جز از دست رفتن هر چه بیشتر امکان برقراری رابطه بین ایران و آمریکا در بر ندارند.
متن زیر گفتگوی عصرایران است با حسین رویوران درباره سخنان اخیر هیلاری کلینتون و علی اکبر صالحی در خصوص رابطه ایران و آمریکا.

***

وزیر امور خارجه ایران در واکنش به سخنان هیلاری کلینتون گفته است که رابطه ایران و آمریکا زمانی معنا دارد که طرفین به صورت هم سطح وارد مذاکره شوند. از نظر دستگاه سیاست خارجی ایران، مذاکره هم سطح یعنی چه؟

هم سطح بودن رابطه ایران و آمریکا از نظر آقای صالحی، به این معناست که رابطه همسنگ و به دور از سلطه باشد. آمریکا تاکنون از موضع بسیار بالایی برای ایران شرط گذاری کرده است. آمریکایی ها برای برقراری رابطه باید این رفتار را کنار بگذارد. این موضع گیری برای ایران قابل قبول نیست زیرا نوعی دخالت در امور داخلی ایران است.

ایران نمی پذیرد که آمریکا برای برقراری مواضع خود را در بحث های گوناگون به او دیکته کند. آمریکا باید به دور از دیکته و تحکم با طرف مقابل برخورد کند. این رابطه برای ایران قابل قبول است و در این صورت ممکن است ایران برقراری رابطه با آمریکا یا هر کشور دیگری را بپذیرد.

آمریکا الان برای ورود به مذاکرات پیش شرط دارد؟

بله، آمریکا پیش شرط های متعددی را مطرح کرده است. آمریکا ایران را متهم به رفتار تروریستی می کند و کمک ایران به مقاومت فلسطین و لبنان را کمک به سازمان های تروریستی می داند و از ایران می خواهد از این کار پرهیز کند.

آمریکا همچنین روابط ایران و سوریه را در چارچوب مد نظر خودش می پسندد. علاوه بر این خواهان تغییر موضع ایران در قبال اسرائیل است. آمریکا می خواهد ایران رفتارش در جهت نابودی اسرائیل را متوقف کند. این درخواست های آمریکا نوعی پیش شرط به شمار می آید.

این ها پیش شرط های برقراری رابطه است یا پیش شرط های ورود به مذاکرات؟

این ها پیش شرط برقراری رابطه است. ورود به مذاکره در هر آن می تواند صورت بگیرد. آمریکا تاکنون بدون اینکه تغییر رفتاری از سوی طرفین رخ  داده باشد، با ایران در بسیاری از مسائل وارد مذاکره شده است.

پیش شرط های مربوط به مسائل داخلی، همان بحث حقوق بشر است؟

بحث حقوق بشر هم یکی از پیش شرط هایی است که آمریکا مطرح می کند. مثلاً در ایران اقلیت بهایی به رسمیت شناخته نمی شود؛ زیرا بهاییت یک دین یا مذهب نیست بلکه اقلیتی سیاسی است که در خدمت غرب است و این کار در ایران مصداق جاسوسی و در نتیجه یک جرم قلمداد می شود. در حالی که آمریکایی ها بهاییت را یک مذهب می دانند و ذیل مفهوم حقوق بشر خواهان آزادی بهاییان هستند. این مقوله برای ایران قابل قبول نیست.

یعنی الان جمهوری اسلامی همه بهاییان ایران را عامل غرب می داند؟

بله، همین طور است. بهاییت از نگاه نظام جمهوری اسلامی، یک تفکر یا آیین نیست بلکه جریانی سیاسی و در خدمت غرب است. تعارض فعالیت بهاییان با مقوله امنیت ملی، برای نظام جمهوری اسلامی قابل قبول نیست و رسمیت ندارد.

موضوع رعایت حقوق بشر، همه پیش شرط های آمریکا را در مسائل داخلی ایران پوشش می دهد؟

آمریکا در زمان های گوناگون با عناوین متفاوت مسائلی را مطرح کرده است؛ چه قبل و چه بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران. اما به طور کلی این پیش شرط ها قابل قبول نیست؛ زیرا در این جا بحث رابطه دو کشور مطرح است ونمی توان این بحث را متوقف کرد بر مسائل داخلی یکی از این دو کشور.

اگر ایران برقراری رابطه با آمریکا را منوط به تضعیف لابی صهیونیستی در ساختار قدرت آمریکا کند، آیا آمریکایی ها این خواسته ایران را می پذیرند؟ نه؛ زیرا چنین چیزی در روابط بین الملل معقول و قابل قبول نیست و اساساً متعارف هم به شمار نمی آید.

وزیر خارجه ایران  گفته است که زمان مذاکره با آمریکا هنوز فرانرسیده است. به نظر شما چه زمانی برای مذاکره ایران و آمریکا مناسب است؟

الان شدت تضاد بین ایران و آمریکا زیاد است. مذاکره و رابطه زمانی ممکن است محقق شود که تضاد موجود به حداقل برسد. الان در چنین شرایطی نیستیم. آمریکا اتهامی ساختگی را متوجه ایران کرده و تضاد بین دو کشور بیش از پیش افزایش یافته است. لذا الان زمان مناسبی برای برقراری رابطه بین دوکشور نیست.

از حیث کاهش تنش، چشم انداز روابط دو کشور چگونه است؟

الان زمینه مناسبی برای تنش زدایی بین دو کشور وجود ندارد. یعنی به غیر از اختلافات قدیمی ایران و آمریکا، موضوع بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و جهان عرب و نیز اتهامی که آمریکا متوجه ایران کرده، به اختلافات دو کشور اضافه شده است.

علی اکبر صالحی سخنان هیلاری کلینتون را ” مملو از تناقض ” ارزیابی کرده است. اگر با این نظر موافقید، لطفاً این تناقضات را تشریح کنید.

وزیر امور خارجه آمریکا، بحث رابطه با ایران را به عنوان یک ضرورت مطرح کرده است. همچنین تاسیس سفارتخانه مجازی آمریکا برای برقراری رابطه با مردم ایران را نیز مطرح کرده است. معلوم نیست که آمریکا در صدد برقراری رابطه با ایران و تقلیل تضادهای موجود بین دو کشور است یا اینکه در صدد تشدید تضادهای فی مابین است.

یعنی راه اندازی سفارتخانه مجازی باعث تشدید تضاد بین دو کشور می شود؟

نخیر، بحث سفارتخانه مجازی بر اساس ضرورت رابطه بین مردم ایران و آمریکا مطرح شده  ولی این مساله در کنار اتهامات سنگین آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی مطرح شده است. یکی از این دو اقدام، در جهت کاهش تنش و دیگری در جهت افزایش تنش بین دو کشور است و از این حیث با یکدیگر متناقض اند.

سفارتخانه مجازی چه کارکردهای برای دولت آمریکا می تواند داشته باشد؟

آمریکا با سفارتخانه مجازی ممکن است وجهه دیگری از خودش نزد مردم ایران دست و پا کند؛ یعنی نشان دهد که با مردم ایران مشکلی ندارد و این سفارتخانه را هم برای ارائه خدمات لازم به مردم ایران راه اندازی کرده است.  این کار تصویر جدیدی از امریکا ارائه می کند که شاید همین امر مهمترین هدف گشایش چنین نهادی در فضای سایبری باشد.

اوباما در آغاز کارش که در صدد احیاء رابطه ایران و آمریکا بود، نامه هایی برای رهبری ( و نه رئیس جمهوری ) ایران نوشت. پس چرا کلینتون در مصاحبه اخیرش گفت ما نمی دانیم چه کسی در ایران تصمیم گیرنده است؟

آمریکا رهبری را مرجع اصلی تصمیم گیری در ایران می داند و به همین دلیل هم اوباما نامه اش را برای مقام معظم رهبری فرستاد. ولی مشکل این جاست که آمریکا رفتارش را تغییر نمی دهد و فقط نامه نگاری می کند. چنین روشی چندان زمینه ساز برقراری رابطه بین دو کشور نیست.

ایران همواره اعلام کرده است که برای برقراری رابطه، حسن نیت لازم است. اموالی از ایران در آمریکا بلوکه شده و هزینه خرید برخی از محموله های سلاح از طرف ایران پرداخت شده اما آنها هنوز در آمریکا انبار شده اند.

علاوه بر این، رفتار آمریکا در تحریم بانک ها و موسسات رفتارهایی خصمانه است. تغییر این گونه رفتارها ممکن است گشایشی ایجاد کند و باعث تغییر موضع ایران شود. اما هنگامی که آمریکا در حال تشدید روزافزون تضادهاست، چگونه می توان ارسال یک نامه را به معنای تغییر رفتار آمریکا قلمداد کرد؟

چند وقت پیش احمد جنتی در نماز جمعه از کسانی انتقاد کرد که به آمریکا ” چراغ سبز ” نشان می دهند. آیا الان از ایران پیام های متناقض به گوش مقامات آمریکایی می رسد؟

من تصور نمی کنم مشکل در طرف ایرانی رابطه باشد. ممکن است در ایران به دلیل تقسیم قدرت در نهادهای گوناگون، تصمیم گیری بر عهده یک نهاد نباشد ولی مشکل در آن سوست.

در آمریکا تصمیم گیری نهایی درباره رابطه ایران و آمریکا، بر عهده لابی صهیونیستی است و به دلیل تضاد موجود بین ایران و اسرائیل، این لابی اساساً مانع اصلی رابطه بین ایران و آمریکاست.

لذا اینکه فکر کنیم مشکل اصلی برقراری رابطه بین ایران و آمریکا در ایران است، چندان درست نیست. مشکل اصلی این است که دولت آمریکا قادر به تصمیم گیری در بحث رابطه با ایران نیست.

ایران برای برقراری رابطه با آمریکا و یا حتی نشستن پای میز مذاکره، چه پیش شرط هایی می تواند داشته باشد؟

من فکر نمی کنم ایران پیش شرطی داشته باشد…

ولی مقامات ایرانی همیشه به ضرورت تغییر رفتار آمریکا برای برقراری روابط اشاره کرده اند.

ایران می خواهد رابطه ای همسنگ و به دور از سلطه طلبی برقرار شود. این پیش شرط نیست بلکه یک حق طبیعی است؛ زیرا اگر رابطه دو کشور به دور از سلطه نباشد، نه رابطه که “وابستگی” است. لذا آنچه ایران مطرح می کند پیش شرط نیست. ایران به دنبال رابطه ای شرافتمندانه و برابر با آمریکا است.

اخبار مرتبط

نظرات